آقا شيخ عبد الرسول ساباطي اليزدي
5
حاشية رسائل شيخ انصارى
دستگيرى از كساني كه در بين راه تأليف وتحقيق وتتبع بودند ) درخشش ويژهاى داشت . كساني كه با أو معاشرت وحشر ونشر نداشتهاند متوجه نمىشوند كه چه مىگويم . آخرين ثمرات مطالعات وبررسىهاى خود را خيلى آسان وبىتكلّف در اختيار هركس كه فكر مىكرد براي أو كارساز است قرار مىداد . شايد شما هم شنيده باشيد كه برخى از اساتيد بخشي از راز ورمزهاى كتاب درسى خود را به ارزانى به شاگردان منتقل نمىكنند وچنين مىانديشند كه بايد امتيازاتى را براي خود محفوظ بدارند . ويا شنيدهايد كه برخى از محققان همين كه خبر مىشوند مطلب بكر آنان را ديگرى در اثر تأليفى خود درج كرده ، ونمكنشناسى نموده ، سخت آشفته مىشوند وفرياد استغاثه واستمداد از اين نهاد واز آن اداره برمىآورند . وباز ديدهايد در برخى كتابها ( به حق ) نوشته شده نقل مطالب اين كتاب بدون ذكر مصدر ممنوع است وو و . اما سيّدنا العزيز خلق وخوى ديگرى داشت ، وبه اين جهت از راههاى دور ونزديك ، داخل كشور وخارج آن ، روحاني وغير روحاني ، پير وجوان ، كار كشته ، وتازهكار همه وهمه با اميد به خانه وكتابخانه وچهره باز حاكى از يك دنيا سخاوت وبسط يد أو روى مىآوردند ، وكمتر مىشد دست خالى بيايند ودست پر نروند . آرى اين چنين بود ، كه افرادى مانند اينجانب را سالهاى سال به خود جذب كرده بود . حقير حدود بيست سال با أو آشنا بودم وبه خانه وكتابخانه أو رفت وآمد داشتم واز اطلاعات وآگاهىهاى فراوان أو براي كارهايم بهره بردم أو همين حق كه بر گردنم داشت موجب شد كه اكنون كه يك سال از درگذشت أو مىگذرد دوستان وارادتمندانش به فكر ذكر خيرى از أو هستند من هم به سهم خود عرض أدبي داشته باشم . ايشان در شرح حال خود نوشته وهم مىگفت كه ربع قرن در محضر دو عزيز اسلام وتشيع ودو خدوم به مكتب أهل بيت ، اعني شيخنا الطهراني و